شعر مخاطب

تمام عمر

تمام عمر

تمام عمر
دور از چشم‌هایمان گریه كردی
و ما كه فكر می‌كردیم
هوای آبغوره‌فروشی در سر داری.

گوجه فرنگی

گوجه فرنگی

منم گوجه فرنگی
دارم رنگ قشنگی

دارم ویتامین سی
شبیه توت فرنگی

برادرم نارنگی

برادرم نارنگی

اسم من پرتقاله
خونه ی من شماله

رنگ منم نارنجی
برادرم نارنگی

این مرد پرمهر

این مرد پرمهر

دارد یک جارو
جارویی در دست
لباسی دارد
که نارنجی است

خط قرمز

خط قرمز

ای گل پرپر شده
نام تو اصغر شده

از غمت، اشک و گریه
مهمان مادر شده

بهار من

بهار من

اگر گاهی ندانسته
دلت را خط خطی کردم
کنارت بودم و هربار
تو را درکت نمی کردم

هم صدای باد و برگ

هم صدای باد و برگ

رقص باد و باران بود
فصل سرد پاییزی
فصل ریزش برگ است
برگ زرد پاییزی

تشعشع سبز

تشعشع سبز

در لا به لای پاییز
در عمق زردی خزان
….. قدم های پیوسته ات …
جان می گیرد از برگ ها

در آیینه‌ی برگ‌ها

در آیینه‌ی برگ‌ها

چهره ی درخت
برگ‌ها در پاییز
مثل آینه
می‌شكنند

خوش بختی

خوش بختی

خوش بختی
روی سبزه‌ها