شعر ماه

سرگذشت برگ‌ها

داستان تازه را شنیده‌ای؟ ـ سرگذشت برگ‌ها ـ داستان پرمُخاطبی که مهرماه با خطوط زرد رنگ روی شاخه‌ی درخت‌های کوچه‌‌مان نوشته است بادها مدام از میان شاخه‌ها عبور می کنند داستان زرد را مرور می‌کنند مهدی مرادی

کجا

کجا؟

بال، اگر مال پریدن نبود کجا بالِ پریدن نبود                  بـــــــال بود. سیب اگر فکر رسیدن نبود قابل چیدن نبود                  کـــــــال بود. سیب­‌ها در گذر ثانیه‌­ها می­‌دوند راستی آیا به کجا می‌­رسند؟ بال­‌ها روی پر ثانیه­‌ها می­‌پرند راستی آیا به خدا می‌­رسند؟ شاهین رهنما  

از هر شاخه­‌ای

از هر شاخه­‌ای

از هر شاخه­‌ای برگی لغزان است من از شاخه دلگیرم گرسنه­‌ی بارانم  احمدرضا احمدی

چوپان

چوپان

باز تکیه بر درخت داده پیرمرد
زیر سایه اش نشسته است

ریشه‌دارترین

ریشه‌دارترین

تمام قامتت
ای درخت
تا همیشه استوار باد

بیا کنار پنجره

بیا کنار پنجره

سلامِ من به نوبهار
به آن پرنده های بی قرار
به شاخه های پُر شکوفه توی باغ
به غنچه های سرخِ لاله زار

لباس سبز

لباس سبز

جنگل، لباس سبز می پوشد
وقتی پرستو می رسد از راه
می جوشد آب صاف و پاکیزه
از سینه ی خشکیده هر چاه

کویر

کویر

سکوتِ ساحل را
شنیده ای آیا؟
از این بیابان ها
صدای ِدریا را؟

دیدار ما

دیدار ما

ما خیلی از هم دوریم؛ خیلی دور.

«کی می آیی؟»

«کی می آیی؟»

کنار کوچه، تنها
نشسته آدم برفی
نه در دلش لبخندی
نه بر لبانش حرفی