۱۰
اسفندآخرین چهارشنبه ی هر ماه و داستان های شما

چهارشنبه آخر هر ماه روز مهمی است . می توانی داستانت را بزنی زیر بغلت و سوار اتوبوس شوی و راه بیافتی به سمت خواندن.
رسیدن به خواندن چندان هم سخت نیست. باید نویسنده باشی ، باید بنویسی و بنویسی و بنویسی . باید خجالت را بریزی دور و بعد بلند بلند داستانت را بخوانی، برای سی نوجوانی که دارند تو را نگاه می کنند و برای آقا یا خانم نویسنده ی معروفی که دارد داستان تو را می شنود. این جا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است ؛ مرکز ۲۱/
۱-مرکز ۲۱ کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان در محله ی نارمک تهران واقع است ، وسط پارک فدک .
این جا خیلی اتفاقات مهمی می افتد، آدم های مهمی به این مرکز رفت و آمد می کنند، نویسنده های مهمی، منتقدهای مهمی، نوجوان های مهمی.
خیلی سال است که این جا اتفاق های خوب می افتد ؛ همه اش هم مدیون زحمت های عباس قدیرمحسنی و کبری بابایی است . آنها با کمک هم جلسات قصه خوانی نوجوان ها را راه اندازی کرده اند، جلسه ای که سالهای متمادی است ادامه دارد . نسل اول نوجوان هایی که به این مرکز می آمدند حالا دانشجو شده اند ، حالا نوجوان های دیگری به این جلسه ها می آیند.
۲-پارک فدک را که رد کنی به ساختمان کانون می رسی. یک ساختمان کوچک است پر از کاردستی هایی که کودکان درست کرده اند اما تو باید بروی سالنی که آن انتهاست . جلسه آنجا برگزار می شود ؛ ساعت ۴ تا ۶، تابستان و زمستان ؛ در برف و در طوفان.
جلسه با سلام و احوالپرسی شروع می شود و رد و بدل کردن اخبار فرهنگی؛هنری. فلان جا نمایشگاه فلان نقاش است. ۵ شنبه ی بعد جلسه ی نقد ادبی در فلان مرکز کانون برگزار می شود . جالب است که این جلسه ها برای خودشان نشریه هم دارند. کارهای برتر جلسه ها توی چند برگ کاغذ چاپ می شود و بعنوان نشریه ی داخلی دست اعضا داده می شود.بعد ناگهان مهمان جلسه می رسد و عذرخواهی می کند برای دیر کردنش. خیلی وقت ها هم می شود که مهمان اول همه توی سالن است و اعضا دیر می کنند.
۳- چهارشنبه ی آخر هر ماه روز خوبی است اگر نوبت تو باشد که داستانت را بخوانی تا نقد دیگران را بشنوی، باید شانس بیاوری و مهمان جلسه یک نقاد نباشد؛ چون به تو به چشم یک آدم بزرگ نگاه می کند و حسابی ازداستانت ایراد می گیرد.این اصلا رسم این جاست و اعضای جلسه هم به داستان تو رحم نمیکنند اگر بد باشد.
آدم های مهمی این جا آمده اند. نویسنده هایی که سبک و سیاق های مختلفنی در نوشتن دارند. همین دفعه ی آخر سید رضی هیرمندی مهمان این جلسه بود، محمدرضا شمس، شهرام شفیعی ، جعفر ابراهیمی شاهد؛ همه و همه.
البته بهانه های آمدنشان به این جا فرق می ند.
۴- عباس قدیر محسنی مسئول این جلسه ها است.او در این چند سال روال جلسه ها را تغییر داده است. بعضی مهمان ها چند بار آمده اند و یک سلسله جلسات آموزشی داستاننویسی را برگزار کرده اند. گاهی جلسه ها تبدیل شده به جلسه ی نقد یک کتاب از یک نویسنده ، گاهی هم مهمان ها تنها در یک جلسه به شیوه های نوشتن داستان اشاره کرده اند و اجازه داده اند تا اعضا داستان هایشان را بخوانند.
همیشه از جلسه ی قبل مشخص می شود که نوبت کیست و مهمان بعدی برنامه که! همین کار را برای مهمان ها سخت می کند چون اعضا می روند و کلی مطالعه می کنند و کلی سوال می پرسند از مهمان ها. اما همه ی این ها به همین سادگی اتفاق نمی افتد. آخر می دانید مدت ها است که این جلسه ها برگزار می شود و درش بر روی همه ی علاقمندان باز.بفرمایید، شما هم بفرمایید.
تهمینه حدادی
دیدگاهتان را بیان کنید!