نوشته ی جمشید خانیان

«عاشقانه های یونس در شکم ماهی» یکی دیگر از رمان های نوجوان امروز است که برای گروه های سنی “د” و “هـ” منتشر شده است.
عشق و جنگ، دو محور اساسی این رمان است.جنگ حادثه ای است که طی آن وضعیت عادی زندگی انسان ها به هم می ریزد. علاوه بر این، جنگ همیشه با خشونت، مرگ و هراس از کشته شدن همراه است و همین موقعیت های خاص و حساس، زمینه ی لازم برای خلق داستانی پر از کشمکش و جاذبه را فراهم می کند.
از سوی دیگر عشق نیز موقعیتی ویژه در زندگی انسان دارد که که روال زندگی عادی را به هم می ریزد و شخص را دچار تحول، التهاب و دگرگونی می کند.عشق بر خلاف جنگ، یاد آور زندگی و امید است و از این زاویه عشق و جنگ در تقابل با یک دیگرند.
در رمان «عاشقانه های یونس در شکم ماهی» نیز با داستانی رو به رو هستیم که از تولد یک عشق در زمینه ی جنگ سخن می گوید؛ اما این داستان نه یک داستان جنگی تمام عیار است و نه یک داستان عشقی.در حقیقت «خانیان»از جاذبه های عشق و جنگ برای روایت سرنوشت قهرمانان خود بهره می برد.
شخصیت های اصلی این داستان یک ویژگی مشترک دارند: همه آدم های خاصی هستند و اگر همه ی دنیا را بگردی چنین افرادی اندکند. پدر، تعمیر کار پیانوست و به ساز عشق می ورزد؛ مادر که به خاطر دلتنگی و ترس از دست دادن فرزند، مانع رفتن دخترش به آلمان می شود؛برادر که در سراسر داستان تفنگی اسباب بازی به دست دارد و این جانور و آن جانور را نشانه گیری می کند.
اما قصه ی دو شخصیت اصلی داستان، قصه ی زیباتری است.سارا که راوی داستان است، دختری خاص است. شبی یک قطعه موسیقی به او الهام می شود و از خواب بر می خیزد و قطعه ای شگفت آور می نوازد.عاشق موسیقی و پیانویش به نام «کوکو» است.
از او شگفت تر و خاص تر، یونس است. نوجوانی که که بیش از همه ی آدم های دیگر می داند و حس می کند. موجودی شگفت انگیز و استثنائی که در همه چیز، حتی عاشقی نمونه ای منحصر به فرد است.
یونس به دلیلی نامعلوم و غیر قابل باور ناگهان سر بر زمین می گذارد و می میرد. اگر مرگ او در داستان دلایل توجیه پذیری داشت، می توانست به داستان کمک بیش تری کند؛ اما شخصیت سام-برادر کوچک سارا- ریزه کاری های فنی خوبی دارد و نویسنده در پرداخت آن، رندی و هنرمندی به خرج داده است.
عاشقانه های یونس، داستان آدم های خاص، تراش خورده و استثنائی است. حتی خود داستان هم خاص و تراش خورده است.داستانی است که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم قرار گرفته اند.پیرنگ ساده ای که می توانست با اجرایی خام به کتابی عشقی –جنگی پر از صحنه های پر سوز و گداز بدل شود. اما حاصل کار،به داستانی پر کشش در خور احترام در عرصه ی ادبیات کودک و نوجوان ما منجر شده است.
داستان به جای روایتی خطی و ساده، با شکستن زمان و روایت، توانسته متنی تأویل پذیر ارائه دهد. نویسنده، مخاطب خود را به به بهانه ی این که نوجوان است دست کم نگرفته و از بار نگارش داستانی با ساختار پیچیده با قطع و وصل های حساب شده و حرفه ای ، شانه خالی نکرده است.شاید به همین دلیل رمان عاشقانه های یونس، در مقایسه با برخی از رمان ها، مخاطب اندکی دارد؛ اما همین گروه از مخاطبان خاص و اندک ، گم شده ی سال های خود را در میان کتاب هایی که در این سال ها برای نوجوانان نوشته شده ، پیدا خواهند کرد.

آرش شفاعی

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*