نویسنده: سعید روح‌افزا

چهارمین دفتر از مجموعه «کتاب اندیشه» به خداشناسی اختصاص یافته است. نویسنده در این کتاب با بیان هفت نکته و شرح و تفسیر و توضیح این نکته‌ها، راههای نزدیکی به خداوند را به سادگی طرح و عرضه می‌کند. این هفت قدم که اتفاقاً از عدد مورد ستایش هفت نیز بهره گرفته‌اند به‌طور مختصر عبارت است از:
قدم اول: درک می‌کنی «جهان»، «جهان‌آفرین» دارد. پس دربارهء آنچه درک می‌کنی «شک نداشته باش».
قدم دوم: می‌خواهی به او نزدیک شوی، اما «باید اثبات کنی» که چنین قصدی داری.
او خدای توست، پس برای خدایت «بنده شو!»
قدم سوم: فقط اوست که می‌تواند بندگی تو را بپذیرد و راهت را هموار کند.
برای پیش رفتن، نیازمند یاری او هستی، پس «از او بخواه!» تا دستت را بگیرد.
قدم چهارم: او «بزرگ» است و تو «کوچک»، تو «هیچ» هستی و او «همه چیز». پس اندازهء خود را در نظر بگیر و «زیاده‌روی نکن!»
قدم پنجم: اگر احساس می‌کنی که هنوز از او «دور هستی»، برای نزدیک شدن به او «نشانه‌ها را ببین!»
قدم ششم: با «راه» آشنا نیستی، نمی‌دانی به کجا رسیده‌ای و به کجا می‌توانی برسی! «راهنما» پیدا کن و به دنبال او «قدم بردار!»
قدم هفتم: او «یک» است که به همهء صفرها معنا می‌دهد. هنگامی که او را پیدا کردی، نگاهش دار و جز او «از همه چیز بگذر!»
بخش کوتاهی از «قدم سوم» این کتاب را با عنوان «از او بخواه!» می‌خوانیم:

از او بخواه!
بندگی (عبادت) مقدمهء به دست آوردن شناخت بیشتر از خداوند است. اما آیا هر «مقدمه‌ای» می‌تواند ما را به «نتیجه» برساند؟
بیماری را در نظر بگیرید که برای مداوا به پزشک مراجعه می‌کند. پزشک بعداز معاینه و آزمایش، نوع بیماری را تشخیص می‌دهد و به بیمار اعلام می‌کند که راهی جز عمل جراحی وجود ندارد.
بیمار از پزشک می‌پرسد:«آیا با عمل جرّاحی بیماری او درمان می‌شود؟»
پزشک نمی‌تواند به بیمار پاسخ قطعی بدهد؛ زیرا نتیجه عمل جرّاحی در اختیار پزشک نیست. پزشک با توجه به دانش و تجربهء خود می‌تواند میزان موفّقیت را پیش‌بینی کند اما این چیزی جز یک حدس و احتمال نیست.
کارهایی که پزشک انجام می‌دهد، مقدمه‌ای برای بهبود حال بیمار است. باید این مقدمه را فراهم کرد اما رسیدن به نتیجه، قطعی و حتمی نیست.
«بندگی خدا» نیز مقدمه‌ است برای آنکه انسان شناخت بیشتری از خدایش به دست آورد اما نتیجه قطعی و مشخص نیست.
کسی که این مقدمه را به نتیجه می‌رساند خداست. فقط اوست که می‌تواند آدمی را موفق به شناختن خود کند. خداوند باید بندگی آدمی را بپذیرد و به او اجازهء پیشرفت بدهد.
تا خداوند نخواهد، هیچ‌کس نمی‌تواند به شناخت او معتقد شود. هیچ اراده‌ای برتر و بالاتر از ارادهء او نیست و هیچ نیروی نمی‌تواند به نیروی خداوند غلبه کند.
بنابراین، شناخت خداوند، خارج از اختیار آدمی است. تا خدا نخواهد و اراده نکند کسی نمی‌تواند به شناخت او دست یابد.

بابک نیک طلب

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*