d8b7d8b0

یك روز آقا خرسه، روباه را دید كه با مقدار زیادی ماهی كه از رودخانه صید كرده بود به طرف او می‌آمد. با تعجب به روباه گفت: «آفرین! چه قدر ماهی گرفتی! من هم ماهی گیری را خیلی دوست دارم، ولی بلد نیستم مثل تو این همه ماهی بگیرم. از كجا آن ها را گرفتی؟»
روباه جواب داد: «از رودخانه.»
خرس كه ماهی خیلی دوست داشت از روباه پرسید: «چه طور توانستی این همه ماهی بگیری؟»
روباه كه دل خوشی از خرس نداشت، جواب داد: «خیلی ساده است. باید بروی لب رودخانه و روی آب های یخ‌زده ی آن بپری، سپس یك تكه از یخ را سوراخ كنی و دمت را در آب فرو كنی و تا آن جا كه می‌توانی در آب نگه داری. اگر سوزشی در دمت احساس كردی، نباید توجه كنی زیرا نشانه ی این است كه ماهی‌ها دور دمت جمع شده‌اند و آن را گاز می‌گیرند. گاهی وقت ها هم محكم تر گاز می‌گیرند. هر چه بیش تر دمت را در آب نگه داری، ماهی بیش تری صید می کنی. وقتی دمت را با یك حركت خیلی سریع و محكم بیرون بكشی، یك عالمه ماهی كه به آن چسبیده اند هم بیرون خواهند افتاد و می‌توانی آن ها را بگیری و بخوری.»
آقا خرسه همان كارهایی را كه روباه گفته بود مو به مو انجام داد. به رودخانه رفت . روی یخ ها پرید و یك سوراخ درست كرد. همان جا نشست و دمش را برای مدت بسیار طولانی در آب فرو كرد . هر چه بیش تر دمش می‌سوخت و تیر می‌كشید، او خوش حال تر می‌شد و فكر می‌كرد ماهی زیادتری نصیبش خواهد شد. وقتی كه فكر كرد به علت سوزش شدید به اندازه ی كافی ماهی به دمش چسبیده، در واقع زمانی بود كه دمش یخ زده بود و به آب های یخ‌زده ی رودخانه چسبیده بود . با یك حركت تند و با تمام قدرت خواست كه دمش را بیرون بكشد، ولی نتوانست و دمش كنده شد و در میان آب های یخ زده باقی ماند. از آن روز به بعد خرس ها دمی كوتاه و بریده شده دارند.

مترجم: فاطمه زمانی

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>