تصویر: سمانه قاسمی


بابا گفته بود نباید به مادرت جواب بدهی. یا من یا او. سرپرست مشترک یعنی چی؟ تلفن زنگ زد.
بابا نگاهش کرد. او هم به صفحه تلفن بی سیم نگاه کرد. شماره ی مامانش بود. جواب نداد. می دانست که مامان دوباره زنگ می زند. باز هم جواب نداد.
بابا رفت تو آشپزخانه. او گوشی اش را برداشت تا پیامک بزند.
مامان گوشی اش را برداشت. برایش پیامک جدید آمده بود. باز کرد. خواند: بابا قرار است پول توجیبی ام را اضافه کند. بهت زنگ می زنم. نگرانم نباش. دوستت دارم.
خواب نبود. اما بابا که آمد توی اتاق فکر کرد او خواب است. گوشی اش بالای سرش بود. گوشی را برداشت و پیامک هایش را بررسی کرد. هیچ پیامکی برای همسر سابقش فرستاده نشده بود. پول توجیبی اش را به اضافه آن چه که قول داده بود اضافه کند، گذاشت بالای سر پسرش.
گوشی لرزید. بابا نگاه کرد. پیامک جدید آمده بود. بابا می دانست که او با دوست هایش پیامک بازی می کند. از اتاق رفت بیرون.
او گوشی اش را برداشت. مامانش بود. خواند: باشد. نگران نباش. درکت می کنم. دوستت دارم. مراقب خودت باش.
به ساعتش نگاه کرد. پیامک دقیقاً پشت سر پیامک خودش فرستاده شده بود. آن را پاک کرد. گوشی را بوسید و خوابید.

مژگان بابامرندی

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>