img_59831
- ده، بیست، سی، چهل، پنجاه …
- بیام؟ بیام؟
آمدم. پیدایتان می کنم، هر کجا که هستید، پشت در، زیر نیمکت، توی کتاب خانه یا پشت درختِ توتِ پشت دیوار کوچه.
آمدم. حالا داری احساسم می کنی. من گرم گرمم. روی درخت توت نشسته ام، نگاهم کن، توت ها رسیده اند، درشت و شیرین.
توی قفسه ی کتاب هایت هستم. وقتی مدرسه ات تعطیل شد و رفتی سراغ قصه های پریان تا به کوه های دور، به دریاهای شگفت انگیز و دره های وحشتناک سفر کنی، من با تو بودم.
من پیدایتان می کنم. تو را می بینم که کارنامه ات را گرفته ای و می خندی و با شادی می پری توی حوض آب سرد.
دیدید! پیدایتان کردم. هر جا که باشید، پیدایتان می کنم. شما هم خوب من را احساس می کنید. من تعطیلات گرم تابستان هستم و کنار تو، روی درخت توت نشسته ام.
بیا، هنوز وقت بازی است.
عالمه میرشفیعی

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>