56549

اگر به موزه‌ی رضا عباسی سری بزنیم، نقاشی‌هایی می‌بینیم که از نظر تاریخچه و سبک نگارگری با بقیه نقاشی‌ها فرق دارند. محل تولد این نقش‌ها نیز بسیار متفاوت است. آن‌ها متولد قهوه‌خانه‌ها هستند. قهوه‌خانه‌هایی که در زمان قاجاریه و اوایل دوران پهلوی، محل تبادل نظر، بحث‌ها و گفت وگوهای سیاسی و اجتماعی بودند.
مردم قدیم که از امکانات ارتباطی امروزه بی‌نصیب بودند؛ دو محل برای دیدار هم دیگر داشتند. یکی زورخانه که تن را ورزیده می‌کردند؛ و دیگری قهوه‌خانه که اوقات بی کاری خود را در آن می‌گذراندند. کم کم شاهنامه‌خوان‌ها و نقال‌ها به قهوه‌خانه‌ها وارد شدند و شروع کردند به تعریف داستان‌ها و حکایت‌ها. مردم هم با تمام وجود گوش می‌دادند. تفریح خوبی بود؛ اما هنوز یک چیز کم داشت؛ چیزی که به آن‌ها کمک کند تا خیالات خود را شکل دهند. برای همین نگارگران شروع به کشیدن تصویر انواع وقایع کردند. وقایع مذهبی، داستان‌های شاهنامه، شکارهای پادشاهان و داستان‌های عاشقانه با تخیل نقاشان جان می‌گرفتند. آن‌ها را با رنگ روغن روی پرده‌های عریض و طویل می‌کشیدند و به دیوارهای قهوه‌خانه‌ها آویزان می‌کردند. راویان هم از روی این نقاشی‌ها، داستان‌ها را تعریف می‌کردند. از جنگ‌های مهم حضرت محمد (ص) و نبردهای حضرت علی (ع) تا واقعه‌ی کربلا. داستان‌های شاهنامه نیز جزء برنامه‌ی این راویان بود. داستان نبرد رستم و سهراب، گذر سیاوش از آتش، دیو سپید و اسفندیار و…
نقاشانِ این پرده‌ها از خانواده‌های مرفه آن زمان نبودند. تحصیلات عالیه هم نداشتند. آن‌ها شغل‌های مختلفی داشتند، مانند نقاش ساختمان، گچ‌بری، کاشی‌سازی و… نگارگری را به صورت تجربی و با استفاده از استعداد و ذوق خودشان یاد می‌گرفتند. اما رنگ‌ها و تأثیرات آن را بر ذهن مخاطب خوب می‌شناختند و از ترکیبات آن‌ها با مهارت خاصی استفاده می‌کردند.
قهوه‌خانه‌ها محل رفت و آمد مردم عادی بودند. بنابراین نقاشان از تصاویر بسیار ساده برای کشیدن پرده‌ها استفاده می‌کردند. کم کم این نقش‌ها، به نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای معروف شدند. علاقه‌ی مردم روز به روز به این هنر بیش تر می‌شد. راویان و نقاشان، وسایل ارتباط جمعی شده بودند؛ و مردم را با فرهنگ، سنن و ادب دوران باستانی و اسلامی آشنا می‌کردند. واضح است که آن چه به دور از تشریفات و دارای ارزش و تقدس باشد، برای مردم بسیار محبوب می‌شود.
در این نقاشی‌ها بهترین و بیش ترین فضا به قهرمانان داستان اختصاص داشت. شخصیت‌های اصلی بزرگ‌تر از بقیه‌ی شخصیت‌ها بودند. گاهی نام آن‌ها در کنار تصاویرشان نوشته می‌شد.
تمام کسانی که در این کار بودند؛ از نقالان و راویان تا نقاشان، از وقایع تاریخی و مذهبی و داستان‌های شاهنامه اطلاع دقیقی داشتند. با این اطلاعات و کمی خیال‌پردازی، مردم را به شدت جذب داستا‌ن‌ها می‌کردند. کم کم نگارگران قرارهایی نیز برای کشیدن پرده‌ها با یک دیگر گذاشتند. مثلاً چهره‌ی تمامی ائمه و بزرگان مذهبی به تصویر کشیده می‌شد، غیر از چهره امام حسین (ع) و اما سجاد (ع). یا در چهره‌ی شخصیت‌های خوب و قهرمانان، از شکست و خواری خبری نبود.
نقاشی قهوه‌خانه‌ای در دوران مشروطه به اوج شکوفایی خود رسید. زیرا مردم روشن‌تر و بیدارتر شده بودند و این موضوع جان بیش تری به این هنر داد. دیگر اطلاع‌رسانی از اوضاع روز هم جزء وظایف این نقاشی‌ها شد. در سال‌های 1320 تا 1330 نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای بسیار مورد توجه هنرمندان مدرن‌گرا قرار گرفت. به تدریج با آمدن روزنامه و پس از آن رادیو به قهوه‌خانه‌ها، این هنر ایرانی کم‌ رنگ و کم‌ رنگ‌تر شد.
گرچه نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای بسیار ساده هستند، ولی نمی‌توان دقت، حوصله و ریزه‌کاری‌های هنرمندان آن را نادیده گرفت. هنرمندانی از جمله حسین قوللر آقاسی، محمد مدبر، فتح‌الله آقاسی، عباس بلوکی‌فر، حسن اسماعیل‌زاده و حسین همدانی. استادانی که یکی پس از دیگری رفتند و جای خالی آن‌ها برای خلق نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای، دیگر پر نشد.

ویدا رامین

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>