hasht-behesht
برگزیدهء گلستان سعدی
به كوشش دكتر حسن ذوالفقاری

امروزه از جمله كتابهای پرتعداد و پرخواننده گلستان سعدی شیرازی است. رمز و راز این توجه و علت این گرایش پس از هفت قرن چیست؟ چه جاذبه‌ای در كلام سعدی است كه این گونه خواص و عوام را جذب خود می‌كند؟ در این گزیده سعی شده است همگام با كلام سعدی به بخشی از این رمز و رازها آگاهی یابیم. این كتاب برگزیده‌ای است از گلستان (به میزان 70 درصد) به همراه شرح و توضیح لغات، نقد، بررسی و تحلیل محتوایی، ساختاری و زیبایی‌شناسی داستانها و كلام سعدی.
برای فراهم آوردن امكان این شناخت در هر داستان به اشارتی تنها یكی از ابعاد و جنبه‌های مورد نظر را نشان داده‌ایم تا خوانندهء كنجكاو، خود آن را در كل گلستان، بلكه در آثار سعدی پی بگیرد. در بررسی 105 داستان و دیباچه، نزدیك همین تعداد نكته در كتاب آمده است كه كلید درك و دریافت و شناخت گلستان سعدی است. اغلب این نكته‌ها در خلال متن آمده است تا مباحث عینی‌تر، كاربردی‌تر و قابل درك برای خوانندگان باشد. در آغاز كتاب هم دربارهء زندگی، آثار و سفرهای سعدی با اتكا به اشارت و داستانهای خود وی مطالبی آمده است و گزیده‌ای از آرا و نظریات سعدی‌شناسان نقل شده است.
بی‌كفشی سعدی و مرد یك پا
هرگز از دورِِِ زمان ننالیدم و روی از گردش آسمان درهم نكشیدم مگر وقتی كه پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای‌پوش نداشتم، به جامع كوفه درآمدم دلتنگ، یكی را دیدم كه پای نداشت. شكر نعمت حق‌تعالی به جای آوردم و بر بی‌كفشی صبر كردم.

مرغ بریان به چشم مردم سیر
كمتر از برگ ترّه بر خوان است

وان كه را دستگاه و قدرت نیست
شلغم پخته مرغ بریان است

نگاهی به داستان
یكی از راههای گرایش به قناعت دیدن پایین‌تر از خود و شكرگزاری نعمت موجود است. سعدی این‌گونه برخورد با پدیده‌ها را برای ایجاد تعادل و نفی زیاده‌خواهی‌های انسان پیشنهاد می‌كند والا حكم كلی نیست، زیرا در این صورت تعالی و پیشرفتی حاصل نمی‌شود. اگر چنین باشد یعنی نگاه به فرودست و رضایت به وضع موجود، بی‌شك منجر به سكون و پس‌رفت می‌شود. این حكایت‌ها را باید با توجه به شرایط زمانی سعدی تعلیل و توجیه كرد و چنان كه ابتدا گفتیم، نمایشگر وجهی از وجوه قناعت دانست.

راویان داستان‌ها

داستان از زبان سعدی است. در گلستان دو گونه روایت است: در دسته‌ای از حكایت‌ها قریب چهل بار سعدی خود را (من یا ما) به عنوان شخصیت اصلی آورده است. این دست حكایت‌ها حاصل دیده‌ها و شنیده‌های اوست. البته در این كه واقعاً سعدی قهرمان حقیقی این داستان‌هاست، محل بحث است. اما در نظر اول باید این نكته را پذیرفت كه به راستی آن چه دیده و شنیده، نقل می‌كند. گاه سعدی برای آن كه سندیت داستان را بالا ببرد و اعتبار و قوّت تأثیر آن را نزد شنونده زیاد كند، داستان را از زبان خود روایت می‌كند. این كه سعدی خود را جای راوی می گذارد، نزدیكی و شباهت گلستان را به مقامه نشان می‌دهد چنان كه گمان گروهی بر آن است كه اساساً گلستان نوعی مقامه است (ر.ك جدال سعدی با مدعی). در گروهی دیگر از داستان‌ها، سعدی نقش راوی داستان را بر عهده دارد.
سعدی پرهیزكار
یاد دارم كه در ایام طفلی، متعبّد بودمی و شب‌خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر، عَلیهاالرحمه، نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز در كنار گرفته و طایفه‌ای گرد ما خفته. پدر را گفتم: «یكی از اینان سر برنمی‌دارد كه دوگانه‌ای بگزارد.چنان خواب غفلت برده‌اند كه گویی نخفته‌اند كه مرده‌اند.» گفت: «جانِ پدر تو نیز اگر بخفتی به كه در پوستین مردم افتی.»

نبیند مدعی جز خویشتن را
كه دارد پردهء پندار در پیش

گرت چشم خدا بینی ببخشند
نبینی هیچ‌كس، عاجزتر از خویش

نگاهی به داستان
سعدی برای آن كه نشان دهد رعایت حال مردم و پرهیز از بدگویی و غیبت دیگران بر عبادت و شب‌زنده‌داری برتری دارد، از تجربیات كودكی خویش با ما سخن می گوید و نشان می‌دهد پدرش چگونه با فروتنی، زهد كودكانهء او را به باد انتقاد گرفته و با لحنی ملامت‌گونه و با ملایمت هشدار داده كه خویشتن بینی، مانع خدابینی و غرور ورزیدن به زهد اندك مایهء عیبجویی از دیگران می‌شود. این داستان با طرح دیدگاه مثبت خود، ستایش بسیاری از شاعران و نویسندگان غربی را برانگیخته است.(1)

كاربرد آیات و احادیث
مصراع «كه دارد پردهء پندار در پیش» ناظر است بر آیه 7 از سورهء بقره: «و علی ابصارهم غشاوة» یعنی در پیش دیدگانشان پرده است. یكی از انواع بهره‌گیری از آیات قرآن به طریق «حل» است؛ یعنی شاعر یا نویسنده مضمون یا ترجمهء آیه یا حدیثی را در كلام خود می‌آورد. نمونه‌ای دیگر: چرا سختی خورند از بیم سختی (گلستان، ص 156) كه ناظر است بر جلمهء «الناس من خوف‌الفقر فی‌الفقر» مردم از ترس بینوایی در بینوایی به سر می‌برند. سعدی در گلستان 46 بار به‌طور مستقیم از آیات و احادیث استفاده كرده است.

دستگاه: ثروت، قدرت متعبد: بسیار عبادت‌كننده
مولع: حریص همه شب: سراسر شب
مصحف: قرآن دوگانه: نماز صبح
گزاردن: به جا آوردن پای‌پوش: كفش
تره: گندنا، نوعی سبزی خوان: سفره
در پوستین كسی افتادن: بد كسی را گفتن مدعی: لاف زن
روی در هم كشیدن: شكایت كردن پردهء پندار: گمان باطل
استطاعت: توانایی خرید

بابک نیک طلب
_____________________________________
1. از سعدی تا آراگون، ص 88 و ص 307

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>