image634597085467812500
مصاحبه با مژگان بابامرندی

خودتان را برای خوانندگان هدهد معرفی بفرمایید.
مژگان بابامرندی هستم، به همین سادگی. و مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، که کمی از مژگان بابامرندی بودن مشکل تر است.

نوشتن را از کی شروع کردید؟
از 16 خرداد 1374، روز عاشورا بود.

چرا می نویسید؟
سؤال سختی است؛ اما فکر می کنم نوشتن یاهر کاری دیگری که مورد علاقه ی آدم ها باشد، کوله بار پنهانی روی دوش ها را سبک تر می کند.

چرا برای نوجوانان می نویسید؟
باز هم یک سؤال سخت. معمولاً در امتحان ها نمره خوبی نمی گرفتم.

روزی چند ساعت می نویسید و چند ساعت مطالعه می کنید؟
وقتی مربی کانون باشی، نمی توانی بگویی که چند ساعت می نویسی و کی می نویسی. چون هی شیفتت عوض می شود. هی باید بروی اداره یا جلسه گذاشته اند و یا آموزش. و یا باید بابچه ها بروی مسابقه. اما سعی می کنم هر روز مطالعه کنم. حالا بگذارید یک راز را به شما بگویم. من در همه ی جلسه ها و آموزش ها، یواشکی زیر میز کتاب می خوانم.

با چی می نویسید؟خودکار؟مداد؟کامپیوتر؟
با کامپیوتر. و فکر می کنم خیلی ها از این که داستان هایم تایپ شده به دستشان می رسد خوش حال می شوند؛ چون دست خط من زیاد خوب نیست. به قول آقای حسن زاده تمام سرکش ها و نقطه ها را حذف می کردم.

سوژه های داستان هایتان را چگونه و از کجا پیدا می کنید؟
از محل کارم، دور و برم و از کودکی ام.

اولین کتاب چاپ شده تان چه بود؟
هدیه ای برای نرگس.

به جز نوشتن به چه کارهایی علاقه دارید و انجام می دهید؟

مطالعه، مربی بودن، پیاده روی، خوردن لواشک، غذا پختن.

در مورد رمان “فقط بابا می تواند من را از خواب بيدار كند “.بگویید .این که ایده اش از کجا آمد؟
از یک عصر پاییزی که هنوز آفتاب، کامل غروب نکرده بود. به درخت خرمالویی یک عالم چراغ آویزان کرده بودند.

نوشتن این رمان چه مدت طول کشید؟
دقیقاً نمی دانم، چون طرحش را خیلی وقت پیش نوشته بودم.

شما برای نوجوانان داستان کوتاه هم می نویسید.کدام را ترجیح می دهید یا مناسب تر می دانید؟داستان کوتاه یا رمان؟
هر دو. هر دو را دلم می خواهد خوب بنویسم تا آن هایی که خیلی دوستشان دارم، بخوانند و لذت ببرند. اما خوب است که بچه ها هر دو را بخوانند.

کتاب هایتان چه جوایزی کسب کرده اند؟
این قدر کم است که قابل گفتن نیستند.

نویسنده ی محبوبتان کیست؟

اگر صحبت از کودک و نوجوان است، آقای خانیان، آقای حسن زاده، نیل گایمن، خانم طاقدیس و خانم بتسی بایارس، داستان های آقای علی اکبر و یک عالم دیگر…

کتاب مورد علاقه تان؟
در حوزه کودک و نوجوان قرن و گورستان و زندگی در پیش رو. آخر مگر می شود کتاب مورد علاقه را انتخاب کرد.

آخرین کتابی که خواندید؟
ایلیاد و اودیسه هومر که اکنون هم مشغول مطالعه آن هستم.

کدام کتاب تاثیر زیادی روی شما گذاشته است؟
شازده کوچولو، فکر کنم نمره ام یک شد، نه؟ اگر رد هم شدم بگویید عادت کرده ام به نمره های بد.

برای نوجوانانی که به نوشتن داستان و رمان علاقه مندند، چه توصیه ای دارید؟
بخوانند و بخوانند و بخوانند و بعد از این همه خواندن، بنویسند و از نوشتن نترسند.

الان مشغول نوشتن چه داستانی هستید؟
متاسفانه مشغول پایان نامه ام هستم. راستش را بخواهید مشغول نوشتن هم هستم. اما دوست ندارم در مورد آن صحبت کنم. وقتی چاپ شد همه آن را خواهند دید.

حرف پایانی؟
به بچه ها بگویید هر کاری بکنند، روزها می گذرد و بزرگ می شوند، دیوارها کوتاه تر می شود، ویترین ها راحت تر دیده می شوند. پس برای بزرگ شدن عجله نکنند.

انسیه موسویان

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>