همه چیز از مهاجرت آریایی‌­ها شروع شد. آریایی‌ها یا هند‌و ‌اروپایی‌ها گروه بزرگی بودند که در آسیای میانه و حوالی سیبری با سختی و مشقت زندگی می­‌کردند. سیبری به علت داشتن زمستان‌های سرد و کشنده و نداشتن چراگاه کافی، مکان مناسبی برای سکونت این گروه عظیم نبود. این شد که در حوالی هزاره­‌ی دوم پیش از میلاد هند‌و ‌اروپایی‌ها کم‌کم به فکر مهاجرت افتادند و دسته‌دسته و گروه‌گروه سرزمین مادری‌شان را ترک کردند.

گروهی از هندو اروپایی‌ها به سمت غرب رفتند و وارد اروپا شدند. مردم آلمان، فرانسه، یونان، انگلیس، ایتالیا و… بازمانده­‌های آن گروه هستند. البته اروپا قبل از ورود این مهاجرها خالی از سکنه نبود و مهاجرها مجبور شدند برای ورود به اروپا دست به جنگ و خون­ریزی بزنند. گروه دیگری از مهاجرها به سمت شرق و فلات ایران حرکت کردند. این گروه به هندو ایرانی‌ها شهرت دارند. هندو ایرانی­‌ها هم بعد از مدتی به دودسته تقسیم شدند، یک‌دسته به سمت هند رفتند و دسته­‌ای هم وارد ایران شدند.

هندو ایرانی‌ها قبل از این‌که از هم جدا شوند، زبان، اساطیر و باورهای مشترکی داشتند. آن‌­ها بعد از جداشدن هم تا مدتی مشترکاتشان را حفظ کردند. یکی از مهم­ترین مشترکات، دسته­‌بندی خدایان هندو ‌ایرانی بود. هندو ایرانی‌ها براساس وظیفه و کارکرد خدایان آن­‌ها را به سه‌دسته تقسیم می­‌کردند.

گروه اول خدایان فرمانروا و روحانی یا اسوراها بودند. این خدایان، وظیفه‌­ی فرمانروایی و پادشاهی و همین‌طور روحانیت را برعهده داشتند. گروه دوم خدایان جنگ­جو بودند که در نبرد و جنگ از نیروی آن‌ها استفاده می­‌شد و گروه سوم هم خدایان مظاهر طبیعت بودند. این خدایان جلوه­‌های متفاوتی از طبیعت چون سپیده‌دم، خورشید، آتش، آب، گیاهان و… بودند و با همکاری هم به اداره­‌ی جهان می‌­پرداختند. این تقسیم‌بندی خدایان در جامعه­‌ی هند‌و ‌اروپایی هم دیده می‌­شد، یعنی به همین ترتیب مردم جامعه به سه دسته­‌ی فرمانروا ـ روحانی، جنگاور و پیشه­ور و کشاورز تقسیم می­‌شدند.

 فلات ایران قبل از ورود آریایی‌ها خالی از سکنه نبود. در فلات ایران مردمان بومی­ای زندگی می­‌کردند که عیلامی­‌ها نمونه‌­ای از آن­‌ها محسوب می‌­شوند. این مردمان بومی، آداب و رسوم و اساطیر خاص خودشان را داشتند و در کمال خوش­‌حالی و خوش­‌بختی در فلات پررونق ایران زندگی می‌کردند. اما خوش‌­حالی و خوش‌بختی این مردم بومی بعد از مهاجرت آریایی­‌ها کمی به هم خورد. آریایی‌ها مردمان تنومند و شجاعی بودند و علاوه بر این از نظر جنگی هم مجهزتر از بومی‌های فلات ایران بودند. از طرفی بومی­‌های فلات ایران حاضر نبودند که سرزمین مادریشان را مفت و مجانی به کسی تقدیم کنند. این شد که جنگ کوتاهی بین آریایی‌ها و بومی‌های فلات ایران در گرفت. بعد از مدت کوتاهی مهاجرهای آریایی و مردمان بومی به این نتیجه رسیدند که باید در کمال دوستی و مسالمت با هم زندگی کنند و جنگ راه چاره‌شان نیست. پس شروع کردند به تأثیر پذیرفتن از هم و ساختن یک ایران واحد.

آریایی‌هایی که وارد فلات ایران شدند به خودشان لقب «ایر» یعنی آزاده و نجیب می‌­دادند و به همین دلیل اسم سرزمین جدیدشان را ایران یعنی سرزمین مردمان آزاده و نجیب گذاشتند. پس از مدتی «ایرانی» به همه­‌ی مردم ساکن در ایران چه آن‌­ها که آریایی بودند و چه بومی­‌ها اطلاق شد. با گذشت زمان پسرهای آریایی عاشق دخترهای بومی فلات ایران شدند و پسرهای بومی فلات عاشق دخترهای آریایی، این شد که ازدواج‌های بومی‌­ها و آریایی­‌ها شروع شد و بچه‌هایی که هم آریایی و هم بومی بودند متولد شدند و پایه و اساس جامعه­‌ی ایرانی را شکل دادند.

ایرانی‌ها، قومی پدرسالار بودند و مانند پدران هندو اروپایی­شان به قبیله­‌هایی تقسیم می‌­شدند. این قبیله­‌ها زیر حکومت یک پادشاه زندگی می­‌کردند. هر قبیله، شورایی داشت که در آن به مسائل مربوط به قبیله می‌پرداختند. ایرانی­‌ها اصلاً دام­دار بودند و کشاورزی هم می­‌کردند. آن­‌ها زمین را با گاو شخم می­‌زدند و در جنگ­‌ها از ارابه و تیر و کمان استفاده می­‌کردند. زنان ایرانی بانوی خانه بودند و اداره­‌ی غلام و کنیز و فرزندان به عهده­‌ی آن­‌ها بود. آن­‌ها از زیورآلاتی چون گردن­بند، دستبند و گوشواره استفاده می­‌کردند.

ایرانی­‌ها صدها سال در کنار هم زندگی کردند. زندگی کردن در کنار هم باعث شد که برخی از آداب و رسوم بومی‌های فلات با آداب و رسوم و باورهای آریایی‌های مهاجر آمیخته شود و در نهایت دینی اختلاطی در ایران به وجود بیاید که ترکیبی از باورهای هر دو گروه بود. بعد از گذشت سا‌ل­‌ها در ایران پیامبری ظهور کرد که آیین جدیدی را به مردم جهان معرفی کرد، این پیامبر جدید زردشت بود. دین زردشت آمیزه­ای از تعالیم و آداب و رسوم آریایی‌های مهاجر و بومی­‌های فلات ایران بود. برخی از خدایان بومی فلات ایران هم در دین زردشت حضور دارند و این نماد روشنی از تأثیرپذیری زردشت و پیروانش از دین کهن ساکنان فلات ایران است. اما این که زردشت چه کسی بود، از کجا آمد و دینش چه بود، خودش داستان دیگری دارد!

یک نظر

  1. داستان جالبي بود، ممنون

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>