b438

هنر فراموش شده
نقد کتاب : قلمکار
عکس و نوشته : کاوه گلستان

به هر شهر و کشوری که سفر می کنیم، حتماً به فکر تهیه سوغات و یا اثری که نشان دهد به آن شهر رفته ایم، برای خودمان یا آشنایانمان هستیم. مثلاً شیرینی یا خوردنی مخصوص آن شهر یا یادگاری زینتی و یا یک اثر هنری و صنایع دستی و یا هر چیز دیگر.
همه ی این ها بخشی از آداب و رسوم، فرهنگ و هنر و میراث فرهنگی هر منطقه یا شهر و دیاری را تشکیل می دهد. در کتاب قلمکار که به همت کاوه گلستان در سال 52 منتشر شده است به معرفی و آشنایی با هنر قلمکار که یکی از هنرهای دستی تاریخی ایرانیان به ویژه اصفهان ، پرداخته شده است. قلمکار بازمانده ی هنری است که در قرن دوازدهم هجری به کمال رسید و یکی از درخشان ترین نمونه های هنر تزیینی سرزمین ما بوده است.
کاوه گلستان که خود عکاس این مجموعه بوده با قلم شیوایش توانسته به خوبی از عهده ی معرفی قلمکار برآید. شاید تصاویر و کتاب به زیبایی کتاب های امروزه نباشد، اما به یاد داشته باشیم این تصاویر را شاید در حال حاضر جایی نتوانیم ببینیم و دیگر این که حدود چهل سال پیش، از تصاویر دیجیتال و کیفیت امروزین چاپ خبری نبوده است.
درباره ی نویسنده هم خوب است بدانید که کاوه گلستان همان عکاس معروفی است که چند سال پیش حین کار در جنگ عراق و آمریکا کشته شد؛ ولی عکس هایش هنوز در کتاب ها و قاب ها باقی مانده است.
بعد از مقدمه و تاریخچه ای کوتاه در ابتدای کتاب به نحوه تهیه قلمکار اشاره شده است که در بخش های قالب سازی، رنگ سازی، آماده کردن پارچه، نقش زدن، ثابت کردن رنگ ها و پایان کار همراه با تصاویر مربوط به آن ها، این هنر ماندگار به طور کامل معرفی و شناسانده شده است.
در معرفی قلمکار آمده است: این هنر را برای این قلمکار می خوانند که در گذشته های دور با قلم روی پارچه نقاشی می شده است… بیش تر بزرگان و توانگران جامه هایی زیبا و فاخر از پارچه های قلمکار می پوشیدند که گاهی طلا و نقره هم در بافت آن ها به کار می رفت. زین و یراق و آذین های اسب ها نیز از همان قلمکارها پرداخته می شد و این گونه اسب های آراسته، از بخشش ها و هدایای عالی شمرده می شد. خیمه و خرگاه ها را هم از پارچه های پرنقش و نگار می ساختند.
گاهی یک دیوار را سراسر از پارچه ی قلمکار می پوشاندند و یا از آن به عنوان پرده استفاده می کردند. در جشن ها و مراسم مذهبی با قلمکار پر نقش و نگار، طاق نصرت می ساختند و گاه گذرگاه ها را با پارچه های قلمکار می پوشاندند. بر زیراندازهای پارچه های قلمکار نماز می گذاشتند و جامُهری های نمازشان از بافته های قلمکار بود. پرده ها، رومیزی ها و بقچه های نوعروسان هم اغلب از پارچه های پر نقش و نگار قلمکار بود که هنوز هم، کم و بیش در بسیاری از خانه ها، این بافته های زیبا یافت می شود.
در کتاب خانه ی موزه ی دولتی افغانستان، کتابی هست که نمونه ای است از این مهارت هنری و فنی. نه تنها صفحه ها، که نوشته های این کتاب نیز با پارچه بافته شده است و این کتاب از لحاظ ساخت، پرکاری، دقت و مهارت، اثری بی همتاست.
به هرحال از این گونه هنرها و صنایع دستی به فراوانی در جای جای کشور عزیزمان یافت می شود و این وظیفه ی تک تک ماست تا به معرفی و ثبت و ماندگار کردن بخشی از این میراث جاودانه مان بپردازیم. شاید که فردا بسیار دیر شده باشد و دیگر اثر یا نشانی از این میراث باقی نمانده باشد.

سیامک نیک طلب

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>