راشین خیریه، تصویرگر کتاب های کودک و نوجوان، کارگردان انیمیشن و نقاش، سال ۱۳۵۸ در خرمشهر زاده شد. او کارشناس ارشد رشته ی گرافیک از دانشگاه الزهراست.
خیریه تاکنون بیش از 36 عنوان کتاب تصویرگری کرده است ، از جمله: «رفیق و نارفیق» نوشته ی محمد علی جعفری، «روباه و غازهای وحشی» نوشته‌ی مجید شفیعی، «سربالایی و سرپایینی» نوشته‌ی محمدرضا شمس، «ماجراهای پروفسور اسکولسکی و ژنرال اسکولسکی» نوشته ی فریدون عموزاده خلیلی، «سگی که قار قار می کرد.» نوشته ی فریبا کلهر، « موش کوچولو و مار بزرگ» نوشته ی پروین علی پور، «اتوبوس قرمز» نوشته ی سرور کتبی، «میرزا کوچک خان» نوشته ی امیرحسین فردی، «قرمزی» نوشته ی لاله جعفری و «ماه تی تی کلاه تی تی» نوشته ی افسانه شعبان نژاد.و…
خیریه بیش از ۲۵ جایزه ی داخلی و خارجی تصویرگری را از آن خود کرده است که از آن میان می توان نشان و جایزه‌ی تشویقی كنكور نومای ژاپن در سال ۲۰۰۲ و جایزه ی هنر در جشنواره خوارزمی در سال ۱۳۸۲را نام برد.

-وقتی شما دانش آموز بودی، چه نقشه ای برای آینده تان می کشیدی؟

من از کلاس اول عاشق زنگ نقاشی بودم. خیلی دوست داشتم با ماژیک و مدادرنگی نقاشی کنم. سال آخر راهنمایی که بودم، تمام کتاب های درسی ام پر از نقاشی های جور واجور بود. همیشه دوست داشتم نقاش بشم. برای همین سال آخر راهنمایی تصمیم خودم را گرفتم و رفتم به هنرستان تا با رشته گرافیک آشنا شدم.


-می شود برای بچه ها توضیح بدهی تصویرگری چه فرقی با نقاشی دارد؟

نقاشی، نوعی تصویرگری است در واقع؛ ولی می شود گفت که تصویر سازی معمولاً بر اساس یک داستان یا شعر یا یک متن شکل می گیرد. شما برای هدف خاصی کار می کنید و یا کسی به شما پیشنهاد انجام تصویری را می دهد. معمولاً در کتاب شما نیاز به یک مجموعه کار تصویرگری دارید تا داستان را به مخاطب برسانید، مثل روی جلد، تصاویر داخلی و غیره.
اما داستانِ نقاشی کمی فرق دارد. ممکن است شما همان تکنیک و یا شیوه ی تصویرگری را در نقاشی تان ادامه دهید، اما معمولاً آن را براساس تمایلات درونی خودتان نقاشی می کنید و به تصویر می کشید؛ یعنی شما موضوع کارتان را انتخاب می کنید و بر اساس احساساتان پیش می روید. آزادی شما در نقاشی بیش تر است تا تصویرسازی، چون در تصویرسازی باید پیرو متن باشید.

-وقتی سفارش کار می گیری، پس از مطالعه داستان چه کارهایی می کنی تا تصاویر نهایی یک داستان شکل بگیرد؟
ابتدا داستان را به دقّت می خوانم و سعی می کنم در ذهنم شخصیت ها را بازسازی کنم. وقتی با قصه ارتباط برقرار کردم، بعد شروع می کنم به طراحی کردن. اول یک سری طراحی مدادی انجام می دهم، مثلاً یک شخصیت را بارها و بارها به شکل های مختلف می کشم تا در نهایت از یک طرح بیش تر خوشم بیاد. بعد جای متن را خالی می گذارم بعد از این که تمام صفحه های کتاب را با مداد طراحی کردم، آن ها را به ناشر یا نویسنده نشان می دهم. اگر با نظر من موافق بودند، شروع می کنم به رنگ آمیزی طرح ها.
گاهی با اکرولیک کار می کنم و گاهی با رنگ روغن و سعی می کنم از کاغذهای بافت دار یا طرح دار استفاده کنم.

-اصولاً تصاویری که ترسیم می کنید، چه طوری شکل می گیرند؟ از چه چیزی بیش تر الهام می گیرید؟
من طرفدار طراحی ساده و کُمیک هستم. دوست دارم بچه ها از تصاویر لذت ببرند و کمی بخندند. برای همین شخصیت های داستان را کمی متفاوت از واقعیت طراحی می کنم، مثلاً خیلی چاق یا خیلی لاغر.
گاهی با لباس های رنگانگ یا لنگه به لنگه. وقتی داستان را می خوانم به آدم های دور و برم بادقت بیش تری نگاه می کنم؛ چون ممکنه شخصیت داستان جدیدم را شبیه آن ها بکشم.


-وقتی کتاب «ارنگ ارنگ بگو چه رنگ » انتشارات کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان را کار می کردید، فکرش می کردید که جايزه تشويقي افق‌هاي تازه مسابقه Ragazzi نمايشگاه بين‌المللي كتاب بولونيا را به خودش اختصاص بدهد؟
راستش نه، کتاب “ارنگ ارنگ بگو چه رنگ” وقت زیادی را در اجرا از من گرفت. وسواس زیادی در این کتاب به خرج دادم. وقتی کتاب برای چاپ آماده شد، ناشر و نویسنده هر دو از کار من راضی بودند، ولی باز من احساس می کردم می توانم تصاویر بهتر و جالب تری برای آن طراحی کنم. بنابراین کار را از چاپ خانه برگرداندم و دوباره کتاب را از اول تا آخر تصویر سازی کردم. در تصاویر جدید شخصیت ها جذاب تر از قبل شدند و رنگ سبزی که برای آن در نظر گرفتم با رنگ نخودی کاغذ، کاملاً هماهنگ بود. در سری جدید، متن را با فونتی (خطی) که خودم ساخته بودم نوشتم که تاثیر بهتری داشت تا فونت های آماده کامپیوتری. بعد از این که این کتاب با این همه سختی ها در ایتالیا برنده شد، همگی خوشحال شدیم.


-کدام یک از کارهایتان را بیش تر از بقیه دوست دارید؟

کتاب” مرد جوان و خیاط حیله گر ” را خیلی دوست دارم، چون انیمیشن این کتاب را بعدها ساختم و با دیدن شخصیت های کتاب که حرکت می کنند و حرف می زنند، احساس می کنم کتاب زنده شده است و البته موسیقی آن را خیلی می پسندم.


-خاطره ی اولين جايزه ی بزرگي كه گرفتيد يادتان هست؟

اولین جایزه بزرگم در دو سالانه تصویر سازی کتاب تهران سال 81 بود. من پنج تصویر از داستان گرگ بدبخت را در این مسابقه شرکت داده بودم، که هیچ وقت فکر نمی کردم مورد توجه داوران قرار بگیرد. بعد از آن کارم را جدی تر گرفتم و سعی کردم بیش تر تلاش کنم تا بتوانم نقاشی های بهتری برای کتاب های کودکان طراحی کنم.

-شما یکی از جوانان فعال و موفق این سرزمین هستید، رمز موفیقت خودتان را در چه چیزی می دانید؟
فقط تمرین، تکرار و سر سختی. سعی کردم از رد شدن کارهایم از طرف ناشران ناامید نشوم و به کارم ادامه بدهم. آن قدر تلاش کنم تا به نتیجه ای که دوست دارم برسم.

-در زمینه ساخت انیمیشن تا کنون چه کارهایی انجام داده اید؟
من برای یک سریال انیمیشن تلویزیونی به نام «دانشمندان بزرگ» طراحی شخصیت و فضا کردم. همچنین برای مجموعه تلویزیونی «شکرستان» شخصیت های داستان را کار کردم. یک مجموعه تلویزیونی دیگر هم کار کردم که هنوز از تلویزیون پخش نشده است به نام «شب های شیرین»

-چی شد سر از کارگردانی انیمیشن در آوردید؟
برای پایان نامه دانشگاهم تصمیم گرفتم یک فیلم انیمیشن بر اساس یکی کتاب هایم بسازم و کتاب مرد جوان و خیاط حیله گر را انتخاب کردم.

-آیا نظر کودکان و نوجوانان را درباره ی آثارتان جویا شدید؟ چه قدر به نظر مخاطبان توجه می کنید؟
نمی توانم بگویم که نظر بچه ها را پرسیدم یا نه، راستش بیش تر از طریق بزرگ ترها با نظرات آن ها آشنا شدم. فکر می کنم شخصیت های کتاب هایم را دوست داشتند؛ ولی با رنگ سیاه که در دوره ای در کتاب هام زیاد استفاده می کردم موافق نبودند. بچه ها دوست دارند تصاویر شاد و رنگی ببینند. من هم سعی می کنم اشکال کارم را بر طرف کنم.

-در نوجوانی بیش تر به چه کارهایی مشغول بودید؟
بیش تر تابستان ها کلاس نقاشی، شنا، ژیمناستیک و انگلیسی می رفتم. البته دوچرخه سواری را هم خیلی دوست داشتم.


-هیچ وقت دوست داشتید نویسنده شوید؟

با این که دو داستان برای کودکان نوشتم به نام های «جنگل سفید» و «پری های حسود » ولی اعتراف می کنم که نویسندگی کار بسیار تخصصی و مشکلی است. بنابراین بیش تر ترجیح می دهم تصویرگری کنم تا نویسندگی.


-سال گذشته نمایشگاه نقاشی برگزار کردید با عنوان «گربه- من» ، دلیل این انتخاب چی بود؟

من عاشق گربه ها هستم. به نظرم آن ها موجودات خیلی با نمک و شیرینی هستند. به علاوه نمادی از ایران نیز هستند. گربه ی ایرانی از نژادهای معروف گربه در جهان است.
بنابراین سعی کردم رابطه ی خودم را با گربه خیالی ام به تصویر بکشم و کمی با این دو تا شوخی کنم.

-سال 85 در جشنواره ی فرهنگی فرایبورگ شما برای کودکان یکی از مدارس آلمانی، کارگاه آموزشی برگزار کردید؟ درباره این برنامه برایمان صحبت کنید؟

سال 85 به جشنواره ی کودک آلمان دعوت شدم تا در کنار برگزاری یک نمایشگاه از تصویرگری هایم، در چند مدرسه برای کودکان کلاس نقاشی و قصه خوانی داشته باشم.


-در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

مشغول تحصیل در رشته نقاشی و مدیا آرت )هنر رسانه) در نیویورک هستم. ضمناً روی یک داستان به نام «شعبده باز صورتی» کار می کنم. این کتاب قرار است در اسپانیا به زبان اسپانیایی و انگلیسی چاپ شود که امیدوارم در آینده بتوانم آن را به زبان فارسی در ایران نیز چاپ کنم. داستان این کتاب درباره ی شعبده بازی است که یک کیف جادویی دارد، که هر چیزی توی این کیف جا می شود، جز یک چیز…

-برای نوجوانان چه حرفی دارید؟
تا می توانند کتاب بخوانند سعی کنند کتاب های داستانی و تخیلی بخوانند و لذت ببرند و تابستان خوشی را پشت سر بگذارند .
تعطیلات خوش بگذره

فریبا زرقلمی

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>