d8adتصور كنید در گذشته های دور زندگی می كنید؛ زمانی كه طبیعت هنوز دست نخورده بود، بشر پیشرفتی نداشت و به دانش و اطلاعات امروزی هم دست نیافته بود. شما در چنین زمانی هستید و به آسمان و زمین نگاه می كنید، فكر می كنید آن ها چه شكلی اند؟
اگر كنار دریا باشید و به افق نگاه كنید، زمین به نظرتان مسطح می آید و جایی را كه آسمان و دریا به هم وصل می شوند، به صورت خطی افقی و صاف می بینید.
اگر در محلی هم باشید كه خانه ها، درخت ها، كوه ها و یا تپه ها مقابل افق را نگرفته باشد، به نظرتان زمین می تواند از هر سو تا بی نهایت امتداد پیدا كند. مردم در زمان های گذشته زمین را توده ای بی انتها و بسیار بزرگ و پهناور و تشكیل شده از آب و خشكی می دانستند. درباره ی طلوع خورشید از مشرق و غروب آن در مغرب هم معتقد بودند كه هر روز خورشید تازه ای ساخته می شود كه از شرق طلوع می كند و هنگام غروب، در غرب نابود می شود. بعضی ها كه كنار دریا زندگی می كردند، معتقد بودند خورشید، پس از غروب به دریا می افتد و بعد با قایقی، پاروزنان خود را به شرق می رساند تا در روز دیگر دوباره از مشرق طلوع كند!
یونانی های باستان هم می گفتند كه هر روز خورشید بر ارابه آتشین و طلایی رنگش سوار می شود و در حالی كه چند اسب جادویی بال دار آن را می كشند، به آسمان می رود. هنگام غروب، آتش ارابه تمام می شود و روز دیگر با آتش تازه ای دوباره از شرق می آید. این نظریه ها و عقیده ها به نظر ساده و كودكانه می آیند؛ اما باید كمی به آن ها حق داد.
درباره ی وضعیت زمین و خورشید عقیده های دیگری هم بود. بعضی ها فكر می كردند زمین محكم سرجایش قرار گرفته است. هندی های قدیم فكر می كردند جهان بر پشت فیل هایی غول پیكر قرار دارد و آن فیل ها هم بر پشت یك لاك پشت در حال شنا، سوار هستند.
آناكسمیندروس، دانشمند یونان باستان نخستین كسی نبود كه به این افسانه ها خندید، ولی اولین كسی بود كه با دقت بیش تری به آسمان نگاه كرد و چنین اظهار نظر كرد: همه ی ستاره ها در آسمان از شرق به غرب حركت می كنند، جز یك ستاره، آن هم ستاره ی قطبی. ستاره های نزدیك تر روی دایره های كوچك و ستاره های دورتر، روی دایره های بزرگ تر دور ستاره قطبی می چرخند و حركت همه ی ستاره ها نیز نظم خاصی دارد. آسمان، توپ كره ای توخالی بزرگی است كه دور یك مدار نامریی می چرخد. یك سر این مدار از ستاره ی قطبی می گذرد و سر دیگرش در طرف دیگر كره ی آسمان است. این چرخش روزی یك بار اتفاق می افتد. خورشید و ماه و ستاره ها هم به این كوه چسبیده اند. آناكسمیندروس، آسمان را كروی و زمین را مسطح فرض كرده بود. او اعتقاد داشت كره ی آسمان هر روز می چرخد و زمین هم تخته سنگ بزرگی است كه در مركز آسمان و روی قطر آن قرار دارد. شاید به نظر كمی منطقی تر می رسید، اما این ستاره شناس هنوز از این طرز فكر راضی نبود.

سیامک نیک طلب

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>