عکس: نیکو زرافشان

خوب یادم هست، سالی سبز بود
سال سبزی که زمستانی نداشت
جویبار جاری مهتاب بود
خنده ی خورشید پایانی نداشت

سال روییدن، شکوفایی، بهار
سال گندم، سال گل، سال درخت
سال پیمانی شکوه آمیز و پاک
سال پیکاری توان فرسا و سخت

سال شب هایی که با بذر شهاب
روشنی در تیرگی می کاشتیم
صبح از دامان باغ آفتاب
خوشه های نور برمی داشتیم

رویِ دستِ سبز آن دریادلان
موج می زد طرح قایق های سرخ
کوچه ها حال و هوایی تازه داشت
روز پیروز شقایق های سرخ.

ای شهیدان تا چراغ یادتان
روشنای خلوت دل های ماست
آسمان چشم ها بارانی است
کهکشان قلب ها جای شماست.

هر سپیده، لاله های سرخ دشت
با خیال سبزتان قد می کشند
باز هم مانند کوهی استوار
روبه روی تیغ ها سد می کشند.

بابک نیک طلب

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>