zaminema-delma
نام تازه‌ترین مجموعهء شاعر پُركار و ابتكارِ كودك و نوجوان ـ اسدالله شعبانی ـ «زمینِ ما، دلِ ما» است.
این دفتر شعر، در آخرین روزهای سال 1384 از سوی كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان منتشر شده است و شامل چهارده قطعه شعر جدید برای گروههای سنی «ج» و «د» می‌شود.
نگاه نو، مضمون‌آفرینی از دریچه‌ای دیگر، سلامت زبان و سادگی بیان در عین تغییرات مبتكرانه در انتخاب واژه‌ها و جای عناصر اصلی جملات و فعلها همه بیان‌گر آن است كه علی رغمِ حجم بالای تولیدات ادبی و هنری در قالبهای گوناگون و برای گروههای سنی با سلیقه‌های متفاوت و نیز گستردگی دفترهای شعر این سرایندهء صاحب نام، امكان نوجویی و توجه جدی به خلق اثر همچنان هست. به عبارت دیگر توانمندی و خلاقیت شاعر فرصت بروزی دوباره یافته است و مخاطب نوجوان می‌تواند باز هم به آفرینشهای زنده و پویا امیدوار باشد و حرفهای گفتنی شاعر پرتلاش خود را از صمیم دل بشنود:
كرم ابریشم
آرزویی داشت
آرزویش را
در دل تنهایی خود كاشت

آرزوی كرم ابریشم
زد جوانه مثل یك دانه
كم كمك گل كرد و زیبا شد
تا كه شد یك روز پروانه

گاهی خوانندهء نوجوان، دست در دست شاعر به جهان خیالی و آرمانی او پا می‌گذارد. به تماشای طبیعت می‌نشیند و از طبیعت سبز و دوست‌داشتنی به آرزوهای انسانی راه می‌یابد. آرزوهای ساده‌ای كه هر روز از چشم روشن‌بین مردم دورتر می‌شود و برای رسیدن به آنها باید به صفای شاعرانگی دل بست و از دنیای پرآشوب و سراسر هراس و بیم جهان‌خواران فاصله گرفت:
درخت را نگاه!
كه روی شانه‌های كوه
چه باشكوه!
گشوده بالی از گیاه
به سوی مهر
به سوی ماه
درخت را نگاه!

كه پرچمی
برای صلح و دوستی
به دستِ ماست
شكستِ او
شكست ماست
برخی اوقات شاعر و مخاطب به یاد خاطرات خوش زندگی پای صحبت هم می‌نشینند تا قدرِ لحظات ناب همدلیها و همراهیها را بدانند و باز چنین فرصتهایی را به تصویر بكشند. هر چند گُذرا و ناگهانی اما برای همه جاودانی:
می‌آمدیم و قایق
لبریز خنده می‌شد
با موجهای دریا
دلها پرنده می‌شد

از شوق و شادمانی
فریاد می‌كشیدیم
از پله‌های آبی
انگار می‌پریدیم

یا عكس می‌گرفتیم
با مرغهای زیبا
یا دست می‌كشیدیم
بر موجهای دریا

من بودم و تو بودی
با هم یگانه بودیم
آغوش زندگی را
با آب می‌گشودیم
زیبایی و جذابیت كتاب را تصاویر رنگی و شاداب آن دو چندان ساخته است. هر چند اگر تصویرگر كتاب با بهره‌گیری بیشتر از ظرافتها و لطافتهای هنر نقاشی به پختگی و تعالی هر اثر می‌اندیشید، بار جلال و جلوهء تصاویر تنها بر دوش رنگها و آرایش صفحه‌ها سنگینی نمی‌كرد. به هر حال خواست و توقع نسل نوجوی نوجوان‌ هماره بیش از تلاش هنرمندان خواهد بود و قطعاً توجه به این خواستها و نیازها رشد و بالندگی آفرینشگران را در پی خواهد داشت.
این مطلب را با مروری بر شعر كوتاه مشق شب به پایان می‌‌بریم، باشد روزی بدون غم و رنجِ جنگ و بی‌عدالتی را برای كودكان جهان ببینیم:
كوه:
یك تخته سیاه
ماه: یك تكه گچ
من دلم می‌خواهد
بنویسم:«چه قشنگ!
شب بی بیم و خطر
شب بی تیر و تفنگ»
تكه ابری امّا
مثل یك پاك كن چركِ سیاه
می‌كند آن را پاك
می‌شود چهرهء دنیا غمناك.

بابک نیک طلب

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>