عکس: علی خوش جام


گوش کن! چند لحظه چیزی نگو و به اطرافت گوش بده. اصلاً چشم‌ها را ببند و فقط و فقط گوش کن. می‌دانم سخت است؛ اما بهتر است گاهی این کار را بکنی. گاهی هر جا که هستی، در خانه یا مدرسه یا مهمانی، یا حتی توی اتوبوس. دیدن را فراموش کن و فقط به صداها توجه کن.
من همیشه این کار را می‌کنم. به چشم‌هایم می‌گویم شما استراحت کنید، می خواهم با گوش‌هایم دنیا را ببینم. آن وقت چیزهای خیلی تازه‌ای را کشف می‌کنم. چیزهایی که فقط و فقط می‌توان شنید و صدایشان را لمس کرد. باور کن خیلی خوش می‌گذرد. تو هم امتحان کن. دیروز که این کار را کردم، چند صدا از همه پُررنگ‌تر بود. صدای بازی باد با برگ درخت‌ها، صدای افتادن برگ‌های خشک روی زمین. صدای همهمه ی گنجشک‌ها. صدای پای بچه‌های همسایه موقع بازی.
راستش را بخواهی چند صدای دیگر هم شنیدم که اگر بگویم، ممکن است باور نکنی؛ ولی من که عادت به گوش کردن دارم، همیشه می‌شنوم. باور کن، دیروز این صداها را شنیدم: صدای آب خوردن ریشه‌های درخت، صدای سنگ‌های کنار دیوار، صدای لباس‌هایی که روی بند کم‌کم خشک می‌شدند، صدای چرخیدن زمین به دور خودش…
من می‌توانم چیزهای زیادی بشنوم، تو چه طور؟ بیا و امتحان کن! تا سه بشمار و چشم‌هایت را ببند. دیدن را بگذار برای وقتی دیگر.

فرهاد حسن زاده

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>