img_2650

مردم افریقا درباره‌ی آسمان، افسانه‌ای دارند كه خیلی جالب و شنیدنی است:
می‌گویند در زمان‌های خیلی خیلی قدیم كه مردم هنوز كشاورزی را یاد نگرفته بودند و در غارها زندگی می‌كردند و حتّی شكار كردن را هم بلد نبودند، در خوشبختی كامل زندگی می‌كردند. لابُد می‌پرسید: آن‌ها چه می‌خوردند؟ غذای آن‌ها یك غذای پاك و خوش‌مزه بود. غذای آن‌ها، آسمان بود.
در آن روزگار، آسمان خیلی خیلی پایین بود. آن‌قدر پایین كه حتی دست بچه‌های كوچك هم به آن می‌رسید. مردم هر وقت كه گرسنه و یا تشنه می‌شدند، دست دراز می‌كردند و تكّه‌ی كوچكی از آسمان را می‌كندند و می‌خوردند. هر كسی به اندازه‌ای كه نیاز داشت، از آسمان می‌كند و می‌خورد. سال‌های سال گذشت و بعضی از مردم شكمو و طمعكار، گاهی بیش از اندازه‌ای كه نیاز داشتند، از آسمان می‌كندند و می‌خوردند. بعضی‌ها حتّی پس از آن كه سیر می‌شدند، تعداد زیادی از آسمان را می‌كندند و در خانه مخفی می‌كردند؛ یعنی احتكار می‌كردند. این كار باعث شد كه آسمان كم‌كم از زمین دور شود. چون هر تكّه‌ای كه از آن كنده می‌شد، قسمتی از آسمان از بین می‌رفت. بالاخره كار به جایی رسید كه آسمان كاملاً از زمین دور شد؛ دورِ دور!
دیگر دست كسی به آسمان نمی‌رسید و مردم گرسنه، مجبور شدند به فكر چاره بیفتند. اوّل شكاركردن را یاد گرفتند و بعد هم كشاورزی و …
مردم، دیگر گرسنه نبودند؛ اما خوشبخت هم نبودند؛ چون آسمان از آن‌ها قهر كرده بود و رفته بود بالای بالا. دیگر دست هیچ‌كس به آسمان نمی‌رسید.
همان‌طور كه می‌دانید، امّا خوشبخت هم نبودند؛ چون آسمان از آن‌ها قهر كرده بود و رفته بود بالای بالا. دیگر دست هیچ‌كس به آسمان نمی‌رسید.
همان‌طور كه می‌دانید، این حكایت، یك افسانه است و ساخته و پرداخته‌ی ذهنِ انسان‌ها؛ ولی حقیقتی در این افسانه وجود دارد كه بسیار مهّم است. می‌دانید كه آسمان، پاك و معصوم است و ما هر وقت می‌خواهیم خدا را عبادت كنیم و یا از خدا تشكّر كنیم، دست به سوی آسمان می‌گیریم و به آسمان نگاه می‌كنیم. البته این را می‌دانیم كه خدا همه جا هست؛ امّا آسمان چون بالاتر از ماست، ما به‌طور قراردادی فرض می‌كنیم كه آسمان بهترین جایی است كه خدا می‌تواند باشد. برای همین هم به كتاب‌هایی كه از سوی خداوند نازل شده‌اند، می‌گوییم كتاب‌های آسمانی. قرآن، كتاب آسمانی ما مسلمانان است.
در این افسانه، با دور شدن آسمان از انسان، معصومیت آسمانی از انسان دور شده است. كاش می‌شد واقعاً چنین افسانه‌ای اتفاق می‌افتاد و ما آسمان می‌خوردیم. فكر می‌كنم خیلی باید خوش‌مزه باشد. از آن زمان كه آسمان از مردم دور شده، مردم دیگر آسمان را فراموش كرده‌اند و همه‌ی توجهشان به زمین است. برای همین هم سرِ یك وجب خاكِ زمین، گاهی جنگ‌های بزرگی راه می‌افتد.
از خدا می‌خواهم كه آسمان را به ما نزدیك‌تر كند. حتماً شنیده‌اید و خوانده‌اید كه در ماه مبارك رمضان، درهای آسمان باز می‌شود و آسمان در شب‌های قدر به زمین نزدیك می‌شود. بیایید از خدا بخواهیم كه هر شب درهای آسمان را به روی ما باز كند و پاكی و خوبی را دوباره به ما برگرداند. تا همه‌ی ما مثل كودكان و آسمان، پاك و معصوم و خوب باشیم.

جعفر ابراهیمی «شاهد»

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>