9646488692240

خلاصه داستان: دختر كوچكی به نام لینا با نوشتن انشایی درباره‌ی لك‌لك‌ها ابتدا مدرسه و بعد همه‌ی افراد دهكده‌ی خود را به تلاش برای رسیدن به لك‌لك‌ها كه در آن زمان برای مردم نشانی از خوش‌‌بختی بوده‌اند دعوت می‌كند. به تدریج همه و حتی كسانی كه در دهكده اصلاً از آن‌ها انتظار نمی‌رفت، برای بازگشت لك‌لك‌ها تلاش می‌كنند و سرانجام موفق می‌شوند كه لك‌لك‌ها را به (شرا) بازگردانند.
اسم داستان و هدف آن: اسم داستان یعنی لك‌لك‌ها بر بام و همچنین تلاش بچه‌ها برای بازگرداندن لك‌لك‌ها به شرا، همه و همه این انتظار را برای مخاطب ایجاد می‌كند كه نویسنده در پایان داستان به این تلاش‌ها پاسخ مثبت دهد و لك‌لك‌ها به شرا بازگردند.
در نگاه اول این خود به نوعی از جذابیت داستان می‌كاهد، ولی اگر كمی عمیق‌تر بنگریم افراد دهكده در جستجوی لك‌لك‌ها و بازگشت آن‌ها به شرا هستند. زیرا لك‌لك ها را نشانه‌ای از خوش‌بختی می‌دانند. در واقع آن‌ها در جستجوی خوش‌بختی هستند و حالا متوجه می‌شویم كه نام داستان و بازگشت لك‌لك‌ها موضوع اصلی داستان نیست، بلكه بازگشت خوش‌بختی به این دهكده‌ی كوچك نمی‌شود موضوع و هدف اصلی داستان است.
این موضوع اگرچه در ابتدای داستان به اشاره می‌شود، ولی تا آخر داستان برملا نمی‌شود و لو نمی‌رود. و این خواننده است كه به تدریج به این باور می‌رسد كه خوش‌بختی دارد بازمی‌گردد. حتی وقتی داستان به پایان می‌رسد، همه‌ی لك‌لك‌ها برنگشته‌اند. بلكه فقط دو لك‌‌‌لك بازگشته‌ و بر پشت‌بام مدرسه شرا، رنگ و رویی تازه گرفته است و از همه مهم‌تر محال و غیرممكن، باور و محقق شده است. چون در طول داستان مردم دهكده آن را باور كرده‌اند و برای رسیدن به آن كوشیده‌اند و داستان نیز با این حرف به پایان می‌رسد تا حرف اصلی داستان در ذهن خواننده تأثیرگذار باشد.
طرح داستان: چارچوب طرح داستان ساده است. پیچیدگی خاصی ندارد و دارای تعلیق و كشمكش است و رابطه علت و معلول در آن به خوبی برقرار شده است و سؤال بی‌پاسخی در ذهن مخاطب به وجود نمی‌آورد.
زاویه دید داستان: داستان از زاویه دید دانای كل بیان شده است و این به داستان خیلی كمك كرده است. به طوری كه بیان ماجرا، حوادث، توصیف‌ها و شخصیت‌پردازی داستان كه با توجه به رمان بودن داستان زیاد هم هستند، با زاویه دید دانای كل به آسانی صورت گرفته است.
حادثه‌پردازی: حوادث كوچك و بزرگ كه در طی داستان به وقوع پیوسته، بسیار جذاب و هیجان‌انگیز است و این نقطه قوت داستان، مدیون ذهن حادثه‌پرداز نویسنده است كه بسیار ماهرانه با حوادثی مثل تغییر در رفتار شخصیت‌ها، حوادث داستان را پرورانده و به آن جذابیت بخشیده است. مثلاً: شخصیتی خشن و درون‌گرا و گوشه‌گیر مثل جانوس در جریان بازگشت لك‌لك‌ها به یك انسان مهربان و اجتماعی تبدیل می‌شود و او هم مانند دیگران برای برگشتن لك‌لك‌ها تلاش می‌كند كه این حادثه موضوع اصلی كه درباره لك‌لك‌ها و بازگشت آن‌ها به دهكده شرا است، مهم‌تر جلوه می‌دهد.
شخصیت‌‌پردازی: شخصیت‌های اول داستان مثل لینا خیلی خوب و ماهرانه است و خواننده با آن‌ها همراه می‌شود، ولی به شخصیت‌هایی كه نقش‌های كم‌رنگ‌تری در طول داستان دارند خیلی خوب پرداخته نشده‌اند. نویسنده می‌توانست با یك یا دو جمله كلیدی و كوتاه به راحتی شخصیت‌های فرعی را ملموس‌تر وصف كند و با این كار خسته‌كننده شدن داستان راكه در بعضی قسمت‌ها به چشم می‌خورد از بین ببرد. چون وقتی خواننده با شخصیت‌ها همراه نشود، داستان برایش خسته‌كننده‌تر می‌شود.
فضاسازی: فضاسازی داستان به طور كلی خوب است، ولی در بعضی از قسمت‌های داستان مخاطب با مشكل تداخل فضاها مواجه می‌شود. با توجه به این‌كه این داستان در فضایی خارج از كشور خودمان و با فرهنگی متفاوت روی می‌دهد و علاوه بر این، داستان كمی قدیمی است، یعنی در گذشته اتفاق می‌افتد، قرار گرفتن در فضا برای خواننده كه گروه سنی (د و ه) هستند كمی سخت می‌شود. با وجود این‌كه نویسنده در بعضی قسمت‌ها به‌طور كامل و به اندازه كافی به وصف فضاها می‌پردازد باز هم داستان در قسمت فضاسازی با ضعف مواجه است. نویسنده می‌توانست با استفاده از جمله‌های كم‌تر، فضاسازی‌های بهتری را برای مخاطب ارائه دهد و داستان خسته‌كننده نشود.

زهرا مویدی بنان 16 ساله

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>