این كتاب كه زیر نظر شورای شعر كانون انتخاب شده است. منتخبی است از شعرهای عارف، فیلسوف و شاعر نامدار قرن هفتم هجری مولانا جلال‌الدّین محمد بلخی كه بعدها به مولوی شهرت یافت.
در آغاز این مجموعهء كوچك، بخش باغ شعر مولوی نام دارد كه زندگینامه كوتاهی از مولوی به اختصار درآورده است. دو فصل اصلی كتاب شامل گلچینی از شعرهای مثنوی معنوی و همچنین چند غزل از دیوان كبیر یا دیوان شمس تبریزی است كه بخش اول حكایات و بخش دوم غزلیات نامیده شده‌اند.
یك حكایت و یك غزل را از این برگزیده می‌خوانیم:

سنگ‌ها در كفِ بوجهل

سنگها اندر كف بوجهل بود
گفت:«ای احمد! بگو این چیست زود.»

گر رسولی، چیست در مُشتم نهان؟
چون خبر داری ز راز آسمان.»

گفت:«چون خواهی بگویم كان چه‌هاست
یا بگوید آنكه ما حقیم و راست»

گفت بُوجهل:«این دوُم نادرتر است»
گفت:«آری، حق از این قادرتر است.»

از میان مُشت او هر پاره سنگ
در شهادت گفتن آمد بی‌درنگ

لااِله گفت و اِلاّالله گفت
گوهر احمد رسول‌الله سُفت

چون شنید از سنگها بوجهل این
زد ز خشم آن سنگها را بر زمین

ای یوسف خوشنام ما

ای یوسف خوشنام ما، خوش می‌روی بر بام ما
ای در شكسته جام ما، ای بَردَریده دام ما

ای نورِ ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما، تا «می» شود «انگور» ما

ای دلبر و مقصود ما، ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما، نظّاره كن در دود ما

ای یار ما، عیّار ما، دام دل خمّار ما
پا وامكش از كار ما، بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل، جان می‌دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل، ای وای دل، ای وای ما

بابک نیک طلب

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>