ensanha-paye-tarazo-beistid
نویسنده: سعید روح‌افزا
یكی از كتابهای مجموعهء «كتاب اندیشه» كه به موضوع «عدل» می‌پردازد، «انسانها پای ترازو بایستید» نام دارد. یكی از برنامه‌های پیامبران اجرای قسط در بین مردم است. نتیجه ی اجرای قسط آن است كه هر یك از بندگان خدا بتواند به حق خود برسد. در نظر داشتن ترازو باعث می‌شود كه ما در رفتار و گفتار خود حق دیگران را رعایت كنیم. برای همین است كه وقتی خداوند، جهان را آفرید و آسمان را برافراشت، ترازو را نیز برای ما قرار داد:
«و (خداوند) آسمان را برافراشت و ترازو را قرار داد تا در ترازو تجاوز نكنید و بر پایهء قسط، وزن كنید و سنگ را كم نگذارید.» (سورهء الرحمن، آیهء 9ـ 7)
از كارهای پیامبران خدا آن است كه مردم را با ترازو آشنا كنند. مردم باید به یاد داشته باشند كه همیشه پای ترازو ایستاده‌اند و در حال وزن كردن اموال، رفتار و گفتار خود هستند. آنان باید سعی كنند در تمام این موارد، عدالت را رعایت كنند.
با دقّت در گفتار و رفتار پیشوایان پی می‌بریم كه آنها چگونه پیروان خود را پای ترازو برده‌اند و چگونه به ایشان آموخته‌اند كه مراقب برابری كفه‌ها باشند.
كتاب حاضر برای بیان چگونگی اجرای عدالت در بین مردم به طرح و شرح موضوعات متنوّعی می‌پردازد تا نحوهء برخورداری همگان از نعمت‌های الهی را روشن كند.
در بخش‌های مختلف كتاب، نویسنده با توضیح مطلب و با بهره‌گیری از آیات و روایات بزرگان دینی، ما را با هدفهای برقراری قسط در جامعه از سوی پروردگار آشنا می‌سازد.
چند سطری از فصل سوم كتاب را با عنوان «نیازمندان در انتظار كمك» با هم مرور می‌كنیم.

نیازمندان در انتظار كمك
پیشوایان، همه را به كار تشویق كرده‌اند؛ اما همیشه تعدادی از انسانها هستند كه برای كار كردن توانایی لازم را ندارند؛ مانند كسانی كه پیر و سالخورده‌اند یا به دلیل بیماری یا تصادف از كار افتاده‌اند. این عدّه نیازمند كمك و یاری دیگران هستند.
خداوند به ما فرمان داده است:
یا اَیهاالَّذینَ آمَنوُا اَنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناكُمْ…
(سورهء بقره، آیهء 254)
ای مؤمنان! از آنچه روزی شما كرده‌ایم، به دیگران بدهید…
انفاق یا كمك به دیگران، یكی از راههای ایجاد قسط در بین مردم است.
1. نیازمندان، همواره به پیشوایان ما مراجعه می‌كردند و از ایشان كمك می‌خواستند. آنها اغلب كسی را دست خالی نمی‌گذاشتند، اما نیازمندان را به كار و كوشش نیز دعوت می‌كردند. آنها سعی داشتند وسایل و شرایط لازم را برای كار نیازمند فراهم كنند تا او بتواند نان بازوی خودش را بخورد.
یكی از مردان انصار نزد حضرت محمد صلی‌الله علیه وآله آمد و آن حضرت را از نیاز خود باخبر كرد.
پیامبر به او فرمود:«هرچه در خانه داری بیاور و چیزی را كوچك و بی‌ارزش مشمار!»
مرد انصاری به خانه رفت و آن گاه با یك نمد زین و یك قدح برگشت. پیامبر به یاران خود رو كرد و پرسید:«چه كسی اینها را خریداری می‌كند؟» یكی از آنان گفت:«آنها را یك درهم خریدارم.»
مردی دیگر گفت:«من به دو درهم خریدارم.»
پیامبر نمد زین و قدح را به دو درهم فروخت و به مرد انصاری گفت:«با یك درهم غذایی برای خانواده‌ات فراهم كن و با درهم دیگر یك تبر خریداری كن.»
مدتی بعد، مرد با یك تبر نزد پیامبر آمد. پیامبر بار دیگر رو به نزدیكان خود كرد و پرسید:«آیا كسی برای این تبر دسته‌ای دارد؟»
یكی از حاضران، برای تبر دسته‌ای آورد. پیامبر آن را با دست خود در تبر محكم كرد و به دست مرد انصاری سپرد. پس به او گفت:«برو هیزم جمع كن و هیچ خار و تر و خشكی را كوچك مشمار و همه را جمع كن!»
مرد رفت و سرگرم كار شد. بعد از پانزده روز نزد پیامبر برگشت و به آن حضرت گفت كه نیاز او برطرف شده است.
پیامبر به او فرمود:«این برای تو بهتر از آن است كه روز قیامت در حالی وارد محشر شوی كه بر صورتت لكه‌های صدقه دیده شود.» (462)

بابک نیک طلب

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>