بهراد امین سلماسی، نقاش،گرافیست، طراح، بک گراندیست، کارگردان هنری، استاد دانشگاه و تصویرگری خلاق در حوزه ی کتاب های کودک و نو جوان است. آفرینش پرندگان دریا، آفرینش فیل، سرزمین آبی و فلزها، تنها برخی از آثار این هنرمند است. با این هنرمند 61 ساله تبریزی گفت وگویی انجام دادیم که در ادامه می خوانید.
*چه کسی را می توان تصویرگر دانست؟
در این حوزه مدعی زیاد است. من فکر می کنم کسی که یک سری دوره های خاص را از نظر آگاهی، مهارت، تکنیک و علم در این خصوص گذرانده باشد؛ می تواند در این مسیر قدم بردارد. اما وجود یک جوهر ذاتی هم ضروری است. استعداد، در کنار این ها کامل می شود.

*راه های تصویر گر شدن چیست؟
معمولا برای خلق کردن باید شیوه ها و علم آن را یاد بگیریم. از طرفی شجاعت انجام نوآوری را هم داشته باشیم. این خیلی مهم است. در غیر این صورت، کارمان تکرار کار دیگران می شود. در هر کاری کسانی می توانند این سد را بشکنند و موفق باشند که شجاعت و نو آوری داشته باشند.

*در این حوزه خودتان بیش تر به تجربه گرایی اعتقاد دارید یا آموختن از طریق محیط علمی و دانشگاهی؟
بی تردید تحصیلات دانشگاهی بی تأثیر نیست. اگر استعداد و علاقه باشد و این دو با کسب علم، همراه شود، حتماً اتفاق خوبی می افتد. گاهی نیز تجربه های خوبی برای فرد با استعداد پیش می آید که می تواند با هوش بالا و در زمانی کم، آثار هنری خوبی خلق کند؛ اما چنین افرادی استثنا هستند.

*کتاب ها باید دارای چه ویژگی هایی باشند تا تصویرگری آن ها را بپذیرید؟

یک سری کتاب ها سفارشی است. در این جور کارها حق انتخاب زیادی وجود ندارد. بی شک هر چه قدر آن متن را بیش تر دوست داشته باشی و با آن ارتباط برقرار کنی، تصویرگری اش هم بهتر می شود. حق انتخاب در هنرهای تجسمی بیش تر است. در حوزه تصویرگری کتاب شعر نیز تا حدود زیادی آزادی عمل بیش تر است. چون فضا خیال انگیز است و می توانی با خیال راحت تخیل خود را به پرواز درآوری. در متن دست و بال هنرمند بسته تر است. شما باید همراه متن حرکت کنید. به ویژه اگر برای کودکان باشد. در خصوص نوجوان و شعر، دستتان هم از نظر تکنیکی و هم عنصر خیال تا حدود زیادی باز است. برای همین شبیه تابلو نقاشی می شود. به دلیل همین آزادی عمل و عنصر خیال، بیش تر دوست دارم برای کتاب های شعر تصویرگری کنم. در داستان های تخیلی نیز این آزادی هست، اما در داستان های رئال یا همان واقع گرایانه، آزادی عمل کم تری هست و باید تابع قصه بود.

*شما دنبال تصویرها می دوید یا تصویرها دنبال شما؟
معمولا تصویر خودش می آید. فکر می کنم جرقه ی باید اول زده شود. وقتی این اتفاق افتاد در ادامه مهارت و تجربه به شما کمک می کند آن را کامل تر کنید. خود را جزو کسانی می دانم که الهام و اشراق را با کار همراه می کنم. در لحظه، خلق کردن را دوست دارم. ما باید آنتن هایی قوی داشته باشیم تا الهام ها را بگیریم.

*بیش تر در چه موقعیت هایی تصویرها دنبالتان می آیند؟

شب ها به دلیل سکوتی که دارد و کم بودن انرژی های منفی، راحت تر می توان کار و تمرکز کرد؛ اما شده مثلا در یک مهمانی پر سر و صدا هم ارتباطم با جمع قطع شده و چیزی کشیدم که بعد آن را شکل دادم و کار کردم. هر جایی ممکن است اتفاق بیفتد؛ مثلا دیدن درختی زیبا وسط یک بلوار که در مسیر رفت و آمدم است، خورش یک تلنگر است برای کشیدن یک تصویر. و یا یادآوری خاطرات کودکی. گاهی یک متن با این تصاویر ذهنی ام انطباق و هماهنگی می یابد و حاصل آن بی تردید چیزی است که بیننده هم از آن لذت می برد. ما مثل آیینه ایم؛ آن چه را می بینیم، نشان می دهیم.

*بیش تر از چه قالب و فرمی برای تصویرگری استفاده می کنید؟

بهتر است بگوییم از چه استفاده نمی کنم. من انواع مختلف را استفاده می کنم.

*سبک های تصویرگری شما بیش تر چیست؟

بستگی به متن و یا شعر دارد. تصویرسازی برای محیط های فرهنگی، هنری و ناشران یا متون ادبی و شعر یا تصویرسازی های تخصصی تر که دریاست. تصویرسازی ژورنالیستی که تاریخ مصرف دارد. تصویرسازی علمی هم گران ترین تصویرسازی در ایران است. خود من در حیطه ی نقاشی ترکیب بندی ای را که بیان کننده یک حالت باشد را ترجیح می دهم. چه به لحاظ تکنیک چه به لحاظ نوع طراحی.

*تکنیک غالب برای طراحی تان چیست؟

ضربه های قلم آزاد و شلاقی را دوست دارم. به روحیه ام بیش تر می خورد. شور قلم را دوست دارم. خصلت هایی که انرژی های خط در هویت های ایرانی هست خود ترکیب بندی ایجاد می کند. ایرانی ها از این خصلت قرن ها پیش استفاده می کردند و من از آن استفاده می کنم.

*اگر تصویرگر زندگی خودتان بودید، آن را چه طور به تصویر می کشیدید؟

فکر می کنم زندگیم آن قدر فراز و نشیب داشته که باید فیلم شود. برخی از این تصویرگری هایی که انجام دادم و می دهم به نوعی و غیر مستقیم، زندگی خودم است.

*بچه ها را چه رنگی می بینید و این طرز دیدن در تصویرسازی هایتان چه قدر موثر است؟
بچه ها همه رنگ هستند؛ اما بنا به علم تصویرسازی، رنگ های درجه یک، دو، سه را می توان بدون خط خاکستری خنثی برای کودک استفاده کرد. در سطح جهانی اگر تصویرگری بخواهد موفق شود و به زبان کودک سخن بگوید، باید از زبان دایره رنگ به صورت روشن و روشن و روشن تر استفاده کند. بر خلاف نوجوان که نیاز به خاکستری خنثی دارد. نوجوان خود را به مرور زمان بزرگ می بیند و نیازهایش را بر این اساس تنظیم می کند. برای کودک رنگ های خالص، اما برای نوجوان یک، دو رنگ و رنگ های ترکیبی قابل استفاده است؛ اما برای کودک ترکیب بندی لازم نیست. در حالی که سفید خوانی حتما باید باشد.

زهرا نقبایی

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>