اریک کارل، نویسنده و تصویرگر کودکان است.او در سال 1929 در نیویورک و در یک خانواده ی مهاجر آلمانی به دنیا آمد. کارل تعطیلات آخر هفته را با پدرش به گردش و پیاده روی می رفت. در این گردش ها پدر اطلاعات و آموزش های بسیاری در رابطه با طبیعت، گیاهان و جانداران با او در میان می گذاشت.او بعد ها گفت که فکر بسیاری از نقاشی هایش را از این دوران دارد.
اریک کارل بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه هنرهای کاربردی اشتوتگارت در سال ۱۹۵۲، راهی آمریکا شد. به زودی کاری در زمینه ی تبلیغات یافت و سالیان سال به صورت حرفه ای به تبلیغات و طراحی گرافیک پرداخت. زمانی که ویراستار و نویسنده ی بسیار معروف بیل مارتین، تعدادی از تصاویر تبلیغاتی او را دید از کارل برای کار روی کتاب خرس قهوه ای، تو چه می بینی، دعوت به همکاری کرد. در واقع کارل، کتاب اول خود را در ۳۹ سالگی چاپ کرد. کتابی که امروزه به اثری کلاسیک در آمریکا و بیش تر نقاط جهان تبدیل شده است.
کارل تا کنون بیش از هفتاد کتاب کودک خلق کرده است و بیش از پنجاه عنوان از این کتاب ها هنوز در حال تجدید چاپ هستند. کتاب های او به بیش از چهل زبان مختلف ترجمه شده و آثارش جوایز داخلی و بین المللی بسیاری را به خود اختصاص داده اند. او هم چنین نمایشگاه های فردی بسیاری نیز در کشورهای متفاوت برپاداشته و مهم تر آن که موزه ی کتاب های تصویری خود را در سال ۲۰۰۲ بنا نهاده است.
در ایران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بسیاری از کتاب های کارل را چاپ کرده است.
اریک کارل به بسیاری از سؤال هایی که کودکان از او پرسیده اند، پاسخ داده است. مجله ی هدهد تعدادی از آن ها را ترجمه کرده ست:

پرسش های کودکان از نویسنده و تصویرگر محبوبشان

*برای یک کتاب، اول داستانش را می نویسید یا نقاشی اش را می کشید؟
نقاشی ها نیاز به داستان دارند و داستان ها هم نیاز به نقاشی.یک روز کودکی من را یک نقاش نویسنده خطاب کرد.این بهترین راه برای توصیف من بود.

*ایده هایتان از کجا می آیند؟
روزی کودکی به من گفت که ایده ها از درون و بیرون تو می آیند. این حرف من را نسبت به مسئولیت حساس و دقیقی که بر دوشم است، آگاه کرد.به نظر من هر آن چه که در بیرون و درون ما هست، می تواند از عناصر اصلی در ساختار یک داستان ، خلق یک تصویر و یا حتی ساختن یک قطعه ی موسیقی باشد.بعضی از ایده های کتاب های من در واقع همین جا بوده اند ،در درون من.شاید در ناخودآگاه من.آن ها بعد از مدت زمانی طولانی، موجب یک رویداد از بیرون شده اند. معمولاٌ چیزها ترکیبی از هردو این ها هستند :خاطره،طرح،رؤیاها ،تجربه ها…چیز هایی که من دیده ام یا شنیده ام.

*برای نوشتن از کامپیوتر هم استفاده می کنید؟
کامپیوتر در تولید کتاب های من نقش دارد، نه در خلق آن ها.برای خلق یک نقاشی در اصل همان راهی وجود دارد که از هزاران سال پیش حتی در زمان غارنشینان هم بوده ست.

*قبل از نوشتن داستان و یا کشیدن یک نقاشی، در موردش تحقیق هم می کنید؟
بله،گاهی وقت ها.برای تحقیق از کتاب های عکاسی از طبیعت در کتاب خانه ها ویا کتاب خانه ی شخصی خودم استفاده می کنم.اخیراًاز اینترنت هم به عنوان یک منبع استفاده می کنم.

*کتاب مورد علاقه تان در کودکی چه بود؟
در کودکی خیلی کتاب داستان نداشتم.اما خانواده ی بزرگی داشتم که همیشه در مورد داستان صحبت می کردند؛ حتی داستان های زیادی برای تعریف کردن داشتند. حالا در این سن می فهمم که این درست همان جایی بود که استعداد داستان سرایی ام را از آن دارم.

*چند کتاب تا الان نوشته و چاپ کرده اید؟
تا به الان بیش تر از هفتاد کتاب را نوشته و یا نقاشی کرده ام.

*وقتی می نویسید، به موسیقی خاصی هم گوش می دهید؟
زمانی که دارم فقط رنگ ها را روی کاغذ طراحی ام مخلوط می کنم، دوست دارم به موسیقی هم گوش بدم.موسیقی مورد علاقه ام موتزارت و گاهی هم جاز است؛ اما زمانی که دارم یک تصویر واقعی را می کشم، نیاز دارم تا همه چیزدر بیرون و درونم آرام و ساکت باشد تا بتوانم تمرکز کنم. در این جور مواقع موسیقی گوش نمی دهم.

*کدام رنگ را بیش تر از بقیه دوست دارید؟
من تمام رنگ ها را دوست دارم.با این حال برای من ترکیب چند رنگ مختلف مهم تر از یک رنگ است.

*چه حیوانی را بیش تر از همه دوست دارید؟
پدر من عاشق حیوانات بود و علاقه ی او هم به من به ارث رسیده است.من همه ی موجودات را دوست دارم،با این حال در این میان ،عاشق گربه ها هستم.

*زمانی که بچه بودید، خط خطی هم می کردید؟
نه تنها زمانی که یک پسر بچه بودم ،بلکه الان هم خط خطی می کنم.
همیشه از نقاشی کشیدن لذت می بردم و می دانستم تا ابد نقاشی خواهم کشید.بزرگ تر که شدم به سنی رسیدم که همه ی بچه ها از خودشان می پرسند:” وقتی بزرگ شیم چی کاره می شیم؟” وقتی این سؤال را از خودم می پرسیدم، همیشه جوابم این بود که من نقاشی خواهم کشید،هنرمند خواهم شد،خط خطی خواهم کرد.همیشه از این که با مداد ،قلمو،پاستل و کاغذ سر و کار داشتم، لذت می بردم.من هیچ وقت از خط خطی کردن دست بر نمی دارم.

*آیا شده اشتباه بکنید؟
بله من اشتباهات زیادی می کنم اما همه ی این ها بخشی از یک فرایند خلاقانه است.حتی گاهی وقت ها اشتباهات به کار می آیند ،آدم می تواند از آن ها درس بگیرد.

*چگونه نوشتن وطراحی برای بچه ها را شروع کنیم؟
وقتی این سؤال از من پرسیده می شود من در جوابش فقط این دو کلمه جادویی را می گویم: انجامش بده!
من همیشه آن ها را تشویق می کنم که به خودشان ایمان داشته باشند ،داستان بنویسند و نقاشی کنند و خب البته باید اضافه کنم که در آخرهیچ تضمینی وجود ندارد.

ارغوان غلامی

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>